طنز/ بغبغو آی بغبغو آی بغبغو !
بازدید : 25 | چهارشنبه 30 تیر 1395 - 12:54
kimiya
ارسالی ها : 5
عضویت : 30 /4 /1395






در مذمت استفاده بی
رویه و غیر منظقی از تلفن همراه و شبکه های اجتماعی آنلاین.




عمر خود را
پای بازی باختیم/ زندگی های مجازی ساختیم

گرچه از گوشی شدیدا خسته ایم/ ما به نت آلاتمان وابسته ایم

زندگی مان را مجازی زیستیم/ در حقیقت هیچ چیزی نیستیم

چت نمودم در ترافیکِ شدید/ تا ترافیکِ نت من ته کشید


«ما چو
مرغانی حریص و بی نوا»/ در کف نت مانده ایم آه ای خدا

ای خدا جانم، مده این قدر گیر/ جان بگیر از من، ولی نت را
مگیر

نور چشمانم! چراغ وای فای!/ وای بر هر جای بی نت، وای وای


در
گروهم یک مدیر لایقم/ چون که شادی می‌گذارم لای غم

فیلتر و سانسور و قیچی چون بد است/ در قوانین گروهم آمده
است:

«هیچ آدابی و ترتیبی مجوی/ هرچه می خواهد دل تنگت بگوی»

چت بکن با هرکه در دافان سر است/ «این خطا از صد ثواب
والاتر است!»

شِیر کن هر مطلبم را زود زود/ شعر و عکس و متن من را، پس
درود-

-بر نژاد آریایی‌ ات عزیز/ پست من را این ور و آن ور بریز


در اینستا من
دلم از غم شکست/ وزن شعرم از غمش در هم شکست

من هوادار هنرمندی شدم/ کز کرامات عجیبش بی خودم:

مانکنی، سیمین تنی، دل آهنی/


ون یو واچ
هِر، ویل سِی ( when you watch her,will say) الله توت
منی!

دائما می گویم: ای اِندالخفن/ فالورهایت از اینجا تا پکن

پُست هایت پشت پَستان خم کند/ پشتِ مویت روی آنان کم کند

منتقد که خورده نقدت می کند/ دارد اینگونه حسادت می کند

تا که هرجایش بسوزد هی بگو / بغبغو آی بغبغو آی بغبغو

منتقد گر باز الحاحی کند/ چاکرت هرچه در او خواهی کند

ای جگر، عشق تو دل را کند، خورد/ قلوه ام با معده ام پیوند
خورد

ما ببو هستیم و تو اسطوره ای/ما یخیم اما تو هاتی، کوره ای


...بگذریم از
این من بی فکرمان/ این من اسطوره ساز و قهرمان

گرمی هر خانه کم کم سرد شد/ رنگ دنیا رفته رفته زرد شد

از قطار زندگی جا مانده ایم/در میان جمع تنها مانده ایم

ما خودی برتر از این خود داشتیم/ خود غلط بود آنچه می
پنداشتیم

صابر قدیمی


ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش






برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :